أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

268

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

[ سوره النبإ ( 78 ) : آيات 6 تا 11 ] أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً ( 6 ) وَ الْجِبالَ أَوْتاداً ( 7 ) وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً ( 8 ) وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً ( 9 ) وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً ( 10 ) وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً ( 11 ) نه ما زمين را فراش و بساط شما كرديم ؟ تا چنان كه بر فراش بخسبند و آرام گيرند شما در زمين قرار گيريد و بآسايش مشغول شويد ، و نه كوهها را ميخ زمين كرديم ؟ تا زمين را دوخته ميدارد و ساكن تا شما را بر زمين قرار ممكن گردد كه اگر متحرّك بودى بر وى قرار ممكن نبودى و منافع از وى حاصل نيامدى ، و نه شما را جفت « 1 » آفريديم نرينه و مادينه ؟ تا مستأنس شويد و مستوحش نگرديد ، و بر أجناس و انواع مختلف آفريديم بعضى سفيد و بعضى سياه ؛ و بعضى سرخ و بعضى زرد ؛ هر يكى را زبانى ديگر و لغتى ديگر ؛ چنان كه گفت : « و اختلاف ألسنتكم و ألوانكم » و نه ما خواب را سبب راحت و آسايش شما كرديم ؟ تا آن تعب و رنج كه در كار كردن اندر روز بشما رسيده باشد بخواب از شما زايل گردد ، و گفته‌اند : [ سبات ] خود خواب است يعنى ما خواب شما را خواب كرديم « 2 » نه مرگ كه خواب دو گونه است خوابى است كه ازو آگاهى در دنيا باشد و خوابى كه ازو آگاهى در آخرت باشد و آن مرگ است ، مرگ چيست ؟ منقطع شدن حواسّ از عمل ؛ و خواب همچنين است ، چون خداى تعالى از اين خواب حواسّ بيكار را بر كار ميگرداند و قادر است برين ، چگونه قادر نباشد از آن خواب كه مرگ است كه هم اين حواسّ بيكار را بر كار كند ؟ ! يعنى خلق را اعادت كند . و نه ما شب را لباس شما كرديم ؟ - تا چنان كه مردم خود را به لباس پوشيده گردانند شما نيز خود را پوشيده ميگردانيد بشب در كارها تا كس را بر آن اطّلاع

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « جفت جفت » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً ؛ و نه ما خواب شما را سبب راحت كرديم و سبب آسايش ، و خواب شما را از آنجا « سبات » گويند كه سبب آسايش او باشد و منه سبت اليهود لاستراحتهم عن العمل ؛ و گفتند [ سُباتاً ] أى نعاسا ؛ و اين اوّل خواب باشد كه در او طلب آسايش كنند و معنى راجع است با قول اوّل ، و گفتند : و جعلنا نومكم طويلا خواب شما را دراز بكرديم ؛ و منه : عاش فلان سبتا و سبتة من الدّهراى زمانا طويلا ؛ و ابو عبيده گفت : [ سُباتاً ] اى ليس بموت من خواب شما را خواب كردم مرگ نكردم من قولهم رجل مسبوت اذا كان فيه الرّوح . و اين وجوه جمله جواب است از آن سؤال كه گفتند : « سبات » خواب باشد و « نوم » همچنين ؛ پس بمنزلهء آنست كه گفت : و جعلنا نومكم نوما » .